شاهدختِ ما

عاشقتیم دختر عزیزم ... شرح حال من عشق و علاقه به تو ست

هفتاد و یکمین ماهگرد پرنسس رزالین👑🌹

فرشته ی نازم...  دختر بی همتا... نازبانوجانم...عینکیه کوچولوی بامزه ی چلوندنیه...خوردنی...نازدونه ی دردونه...  جان و جهانم... جانان جان... گلپریه آسمونی... عروس گلها... زیبای رویایی... دخترک نور و ماه... ماهگرد جدیدت مبارک ناز جانم بابایی برای شما ست لباس یکی از شخصیتهای اسکای رو خرید منم هات داگ مورد علاقت رو. مبارکت باشه و نوش جون  بانی بانی دوست جدیدت که این روزها حسابی سرگرمت کرده ...
31 مرداد 1401

گیف ساز، مدل گل طبیعی و... کابوس!

مدتیه برنامه ی انیمیشن سازی دانلود کردی و انیمه هاتو توی یوتیوبت به اشتراک میگذاری. البته قبلاً هم یوتیوبر دوستداشتنیی بودی و حالا حس میکنم بیشتر. مادر دختری مدل مجموعه لباسهای گل طبیعی بودیم. جهانی و خوشعطر و لطیف. چند شب است خواب میبینم ... نه نه! ...کابوس میبینم ... یکی اش اینکه تو نیستی جان مادر... گم شدی و من با استیصالی که دوست دارم برای دیدن دوباره ات فقط ثانیه ای زنده بمانم، تمام پیاده روهایی که پر از مادران و دخترانی ست که دست در دست هم قدم میزنند را برای یافتنت چنگ میزنم. تمام وقت در ذهنم میگذشت کاش بمیرم و هر لحظه به خود نهیب میزدم زنده بمانم و دوباره ببینمش، در آغوش بفشارمش، صدای نازک ظری...
28 مرداد 1401

مقاله

نویسنده : اسماء (هلیآ) دگلی عنوان: توهّش غربی بدتر از داعش داعش کلمه ای که بیانگوی یکی از بزرگترین اتّفاقات تاریخ بنی آدم است و نقطه ی عطفی در افول انسانیّت و ارزشهای اخلاقی و دینی ست. کلمه ای که یک ده است به ضرب المثل تبدیل شده و افراد متعصب را در دایره ی خود قرار میدهد. و امّا واقعاً داعش چه بود؟ آیا همان بدترین اتّفاق تاریخ بود یا به بدترین شکل هدایت شده و ترسیم شد؟ تاریخ سراسر رنج آدمها، از اینگونه حوادث لبریز است. حوادثی که از تعصبات نژادی و یا عقیدتی افراد مختلف سرچشمه میگیرد و میتواند خسارات مادی و معنوی بسیاری به بار آورد. داعش با همه ی ابعاد وسیع توهّشش برای عدّه ای که شاهد گزینه های مختلف توهّش جا افتا...
24 مرداد 1401

باغ پر خاطره ی من

بازار مهاجرتها داغ داغ است و من همان وسوسه نشوی همیشگی! راستی منم بروم تو چه میکنی ایران من؟ ایران بدون من، من بدون ایران... چه هجم تلخی... پی نوشت: دخترکم، مامانی دخترعموی عزیزی داشت که متاسفانه فوت شدن. فقط دو سال از من بزرگتر بود. عجیب بود. دوست داشتنی بود. خاص بود. تن صدای دلنشینی داشت. شاعره بود. قوی بود. سعیده نام بود و گوشه ی دنجی از خاطرات کودکیم اختصاص داره به اون. عکسش رو دارم و کلی حرف نگفته. کاش زنده بودی و هرجور خودت راحتتر بودی، بودی نازنینم. میرم سر کار. فن بیان قویم و مهربونیم شده نقطه ی قوت و معروفیتم! از چندجای دیگه پیشنهاد کاری داشتم. درد دل متقاضیان بعضاً جالبه طوری که حس میکنم مددکار اجتماع...
19 مرداد 1401

دکتر نوشته

سینه ی مرغ آره، ران مرغ نه، گوشت قرمز و دریایی ها ممنوع و... هزاران بخور نخورهای دیگه! اصولاً در برخورد با بیماری های عفونی که عفونت خودش رو با تب بروز میده  حدالامکان  از مصرف غذاهای غنی از آهن و خانواده ی امگا باید خودداری کرد. بدن و ذهن به آرامش بیشتری نیاز دارد. باید بر مصرف پروتئین های ساده و قندهای شکسته افزود  و شادابی را در ویتامینها خصوصاً سی جست. شاید تکمیل شود.
12 مرداد 1401

پیشینه کاوی

_ دَگَلی یعنی چی؟ _ اَم... نمیدونم...😥 _ معنی فامیلت رو نمیدونی 😈 _ ...🥲 کمتر از صد و پنجاه سال پیش مردی چهار شانه و قد بلند و احتمالاً با چشمهای سبزآبی و موهای بلوند روشن که از شدت تحرک و گرما خیس عرق و سرخ رو شده بود بعد از طیّ مسافت طولانی از منطقه ای سردسیر و زیبا در نروژ به نام دَگالی وارد ایران شده و به یکی از جنوبی ترین نقاط این کشور عزیز قدم نهاد. محلّی ها او را "عالی" صدا میزدند. شاید برگرفته از عالیجناب. او باهوش و دلنشین بود. چیزهای زیادی از علوم مختلف میدانست او خود را به زحمت از میان قشون جنگ جهانی اوّل و یهودی ستیزی بیرون کشیده بود. چهره ی مومنانه ای داشت. دست بخیر داشت و اهل ...
8 مرداد 1401

نوستالژیک پست

صندوقچه ی خاطرات من لبریز است عشق هست...  میان بوته ی خوش عطر یاس کز کرده ی کنج حیاط مهر هست...  در طعم گس رطب و شاه توت نوبری ایمان هست... در سه تخت چفت هم تابستانه شادی هست... در بوی رش نم خورده ی دیوار بهاری یاد بچگی هام که می افتم دلم قنج میره... تک دختر خونه، گل گلپونه، بچّه ی اوّل تو همه چیز سر🙂 اونوقتها تابستون که میشد آقاجون گاهی موقع برگشتن از محل کارشون بستنی میخریدن. مامانجون ماکارونی با جیگر میپخت. جمعه ها هم ته چین مرغ و میرفتیم پیک نیک پارک جنگلی. زمستون بخاری نفتی و شلغم و لبو. ناهارهای اغلب سوپ و آش و منو مریم صادقی که کل مسیر مدرسه تا خونه رو میدویدیم که کی زودتر میرسه! یادش بخیر... چقدر گرم و پر انرژی بو...
7 مرداد 1401

سیاستمدار مینویسد

عنوان :برجام یا کوتاه آمدن در مقابل توحّش غربی نویسنده و محقّق: اسماء دگلی شما را نمیدانم امّا ... برای امثال منی که سیبل مستقیم حملات هستیم سوالات بسیاری در ذهنمان میچرخد. چرا؟... چرا من؟... چرا خانواده ی من؟... برجام در بهترین حالت همانند هزاران توافقی که بین کشورهای مهاجم و مضروب بسته میشود، قربانیانی میطلبد. قربانیانی که در این باره، قبل از آن، قربانی وجاهت دروغین و نامطلوبِ حاکمیت خود شده اند. من با قاطعیت و نه از سر حقد یا لجاجت، که طی تحقیقات و مطالعات دسته بندی شده، در این مقال به طور کلّی کشور های دسته اوّل را نقض و دوّم را ناقض مینامم. نقض و ناقض مستقیمِ حقوق بشر. من ترجیح میدهم قراردادهایی امثال آن ر...
6 مرداد 1401
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به شاهدختِ ما می باشد